تبلیغات
مسجد حضرت عمر فاروق (رض)روستای جوزدر - مقام صحابه در قرآن



























مسجد حضرت عمر فاروق (رض)روستای جوزدر

لَوْ كَانَ بَعْدِی نَبِیٌّ لَكَانَ عُمَر بْنِ الْخَطَّابِ -رواه ترمذی(اگر بعد از من پیامبری مبعوث می شد یقینا عمر بن خطاب بود.

مقام صحابه و یاران پیامبر اسلام از دیدگاه قرآن و سنت ...


      
 
عدالت صحابه، حقیقتی انکارناپذیر
عدالت‌ اصحاب‌ پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم، از باورهای مهم‌ و اساسی مذهب‌ اهل‌سنت‌ و جماعت‌ است كه قاطبة مسلمانان جهان پیرو این مذهب‌اند. واژة «سنت و جماعت»، بیانگر این مطلب است كه اهل‌سنت و جماعت بعد از قرآن كریم، احادیث و سنت سنیة رسول اكرم صلی‌الله علیه و سلم و فهم و عمل اصحاب گرامی آن‌حضرت صلی‌الله علیه وسلم را پایة اعتقادات و اعمال و سایر مسائل و احكام دین می‌دانند؛ از این رو توثیق و عدالت اخلاقی و روایی اصحاب، اصلی بسیار مهم است. این نكته نیز قابل ذكر است كه اصحاب‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم نه‌ معصوم‌ بوده‌اند (زیرا عصمت از مشخصه‌های ویژه و منحصر به فرد انبیا و پیامبران است) و نه‌ فاسق‌ (كه نشانة سوءظن‌ها و سخنان ناروا قرار گیرند)، بلكه‌ گرچه گاه از برخی‌ از آنان‌ بنا بر اقتضای طبیعت بشری‌، گناه‌ و لغزش‌ سر زده است اما آنان‌ پس‌ از انتباه، از عملكرد خویش بكلی نادم گشته و توبة‌ صادقانه ‌كرده‌اند، و خداوند نیز، به شهادت آیات قرآن كریم، آنان‌ را مورد عفو و بخشش‌ قرار داده‌ است‌. از این‌ رو اهل‌سنت و جماعت اعتقاد جازم دارند كه هیچ یك از اصحاب پیامبر، بر اثر ارتكاب لغزش و گناهی‌ كه‌ حتماً از آن توبه‌ كرده‌اند، فاسق‌ قلمداد نمی‌شوند، بلكه آنان همواره همچون ستارگان روشنگر، بر فراز راه هدایت و رستگاری درخشیده و تا قیام قیامت امت اسلامی را به سر منزل مقصود رهنمون شده و خواهند شد.
اعتقاد اهل‌سنت‌ و جماعت‌:
به منظور توضیح‌ و تبیین‌ اعتقاد اهل‌سنت‌ و جماعت‌ دربارة‌ عدالت‌ صحابه‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم بخشی‌ از آرا و اقوال‌ بزرگان‌ اهل‌سنت‌، اعم‌ از متكلمان‌، محدثان‌، فقها و مفسران را ذیلاً نقل‌ می‌نماییم‌ تا این‌ اعتقاد كاملاً شفاف‌ گردد.
1ـ امام‌ ابوعمر یوسف‌ بن‌ عبدالبر قرطبی‌ (متوفی‌ 463 هـ.)می‌فرماید:
«فهم‌ خیر القرون‌ و خیر أمة‌ أخرجت‌ للناس‌، ثبتت‌ عدالة‌ جمیعهم‌ بثناء اللّه‌ عزوجل‌ علیهم‌، و ثناء رسوله‌ علیه‌‌السلام‌، و لا أعدل‌ ممن‌ ارتضاه‌ اللّه‌ لصحبة‌ نبیه‌ و نصرته‌ و لا تزكیة‌ أفضل‌ من‌ ذلك‌ و لا تعدیل‌ أكمل‌ منه‌»(1)؛ «آنان‌ مردمان بهترین‌ قرنها (در طول تاریخ اسلام) هستند و برترین‌ گروهی‌ هستند كه‌ به‌ منظور دعوت‌ و ارشاد مردم‌ فرستاده ‌شده‌اند. عدالت‌ همگی‌ آنان‌ با ستایش‌ خداوند عزوجل‌ و پیامبرش‌ از آنان‌، به‌ اثبات‌ رسیده است. چه كسی ‌عادلتر است از آنانی كه خداوند آنان را برای‌ همنشینی‌ و یاری‌ پیامبرش‌ برگزیده‌ است، چه شهادت تزكیه‌‌ای بهترین از این، و چه گواهی عدالتی كاملتر از این (می‌توان‌ تصور كرد)».
2ـ امام‌ الحرمین‌، ابوالمعالی‌ عبدالملك‌ جوینی‌ (متوفی‌ 478 هـ.)، می‌فرماید:
«و الذی‌ یجب‌ علی‌ المعتقد أن‌ یلتزمه‌، أن‌ یعلم‌ أن‌ جلة‌ الصحابة‌ كانوا من‌ رسول‌ اللّه بالمحل‌ المغبوط‌ و المكان‌ المحوط‌ و ما منهم‌ الّا و هو منه‌ ملحوظ‌ محفوظ‌ و قد شهدت‌ نصوص‌ الكتاب‌ علی‌ عدالتهم‌ و الرضا عن‌ جملتهم‌ بالبیعة‌، بیعة‌الرضوان،‌ و نص‌ القرائن‌ علی‌ حسن‌ الثناء علی‌ المهاجرین‌ و الأنصار»(2)؛ «بر مسلمان‌ معتقد واجب‌ است‌ تا بداند كه‌ همة‌ اصحاب‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم از دیدگاه‌ پیامبر در مقام‌ قابل‌ غبطه ‌و خاصی‌ قرار داشتند و هر یك‌ از آنان‌ مورد توجه‌ و عنایت ویژة آن‌‌حضرت‌ صلی‌الله علیه وسلم قرار داشتند. همانا نصوص‌ قرآنی‌ از عدالت‌ صحابه‌ و خشنودی‌ خداوند از آنان‌ در «بیعت‌ رضوان‌» خبر می‌دهند و قرائن‌ نیز تصریح‌ دارند كه‌ مهاجرین‌ و انصار مورد حسن‌ ستایش‌ قرار داشته‌اند».
3ـ امام‌ ابوعمرو عثمان‌ ابن‌الصلاح‌ شهرزوری‌ (متوفی 643هـ.) می‌فرماید:
«للصحابة‌ بأسرهم‌ خصیصة‌ و هی‌ أنه‌ لا یسأل‌ عن‌ عدالة‌ أحدٍ منهم‌ بل‌ ذلك‌ أمر مفروع‌ منه‌ لكونهم‌ علی ‌الإطلاق‌ معدّلین‌ بنصوص‌ الكتاب‌ و السنة‌ و إجماع‌ من‌ یعتدّ به‌ فی‌ الإجماع‌ من‌ الأمة ‌…  ثم‌ إن‌ الأمة‌ مجمعة‌ علی‌ تعدیل‌ جمیع‌ الصحابة‌ و من‌ لابس‌ الفتن‌ منهم‌ فكذلك‌ بإجماع‌ العلماء الذین‌ یعتد بهم‌ فی‌ الإجماع‌، إحساناً للظن‌ بهم‌ و نظراً إلی‌ ما تمهّد لهم‌ من‌ المآثر و كأن‌ اللّه‌ سبحانه‌ و تعالی‌ أتاح‌ الإجماع ‌علی‌ ذالك‌ لكونهم‌ نقلة‌ الشریعة‌»(3)؛ «همة‌ أصحاب‌ از امتیاز خاصی‌ برخوردارند و آن‌ اینكه‌ عدالت‌ هیچ‌ یك‌ از آنان‌ مورد سؤال‌ قرار نمی‌گیرد، بلكه‌ این‌ مسئله‌‌ای قطعی‌ تلقی‌ می‌شود زیرا همة‌ آنان‌ علی‌‌الاطلاق‌، از دیدگاه‌ نصوص‌ قرآن‌، احادیث‌ و اجماع‌ كسانی‌ كه‌ اجماع‌ آنان‌ قابل‌ قبول‌ و معتبر است‌، عادل‌اند. همانا امت‌ اسلامی‌ بر عدالت‌ اصحاب‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم اتفاق‌ نظر دارد، اگر چه‌ از كسانی‌ باشند كه‌ در درگیریها (میان‌ اصحاب‌ پیامبر) شركت‌ داشته‌اند، همچنین‌ این‌ دیدگاه‌ علمایی‌ است‌ كه‌ اجماع‌ آنان‌ قابل‌ اعتبار است‌؛ این‌ اعتقاد به خاطرحسن‌ظن‌ و با توجه‌ به‌ فضایل‌ و مناقب‌ آنان‌ است‌، و گویا تأیید الهی بوده تا عدالت‌ آنان‌ مورد اجماع ‌قرار گیرد زیرا آنان‌ ناقلان‌ و پاسداران شریعت‌ اسلامی‌ بودند».
4ـ شیخ‌‌الاسلام‌ احمد بن‌ تیمیه‌ (متوفی‌ 728 هـ.) می‌فرماید:
«و من‌ أصول‌ اهل‌السنة‌ و الجماعة‌ سلامة‌ قلوبهم‌ و ألسنتهم‌ لأصحاب‌ رسول‌ اللّه‌صلی‌الله علیه وسلم كما وصفهم‌ اللّه‌ فی‌ قوله‌ تعالی‌: « و الذین‌ جاءوا من‌ بعدهم‌ یقولون‌ ربنا اغفرلنا و لإخواننا الذین‌ سبقونا بالإیمان‌ و لا تجعل‌ فی ‌قلوبنا غلاً للذین‌ آمنوا ربنا إنك‌ رؤف‌ رحیم‌»، و طاعة‌ً للنبی‌ صلی‌الله علیه وسلم فی‌ قوله‌: « لاتسبوا أصحابی‌ فو الذی‌ نفسی ‌بیده‌ لو أن‌ أحدكم‌ أنفق‌ مثل‌ اُحُد ذهباً ما بلغ‌ مُدّ أحدهم‌ و لا نصیفه‌»(4)؛ «از اصول‌ اعتقادی‌ اهل‌سنت‌ و جماعت‌ آنست‌ كه‌ دلها و زبانهایشان‌ [از بغض و بدگویی] در مورد اصحاب‌ رسول‌اللّه‌ صلی‌الله علیه وسلم پاك‌ و سالم‌ است. چنانكه‌ خداوند آنان‌ را این‌چنین‌ توصیف‌ می‌فرماید: «و كسانی‌ (مؤمنانی)كه‌ پس‌ از آنان‌ (صحابه و مسلمانان صدر اسلام) آمده‌اند، می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران‌مان را كه‌ در ایمان‌ آوردن‌ بر ما سبقت‌ گرفته‌اند، بیامرز، و كینه‌ای‌ نسبت‌ به ‌مؤمنان‌ در دلهایمان‌ قرار مده‌. پروردگارا! رأفت‌ و مهربانی‌ تو بسیار است‌». و به پیروی‌ از دستور رسول‌اكرم‌ صلی‌الله علیه وسلم كه‌ می‌فرماید: «اصحاب‌ مرا ناسزا مگویید، قسم‌ به‌ ذاتی‌ كه‌ جانم‌ در قبضة‌ اوست‌، اگر یكی‌ از شما به‌ اندازة‌ كوه‌ اُحد طلا انفاق‌ و صدقه نماید، به‌ پاداش‌ یك‌ یا نصف‌ مد(5) (از عملكرد) آنان‌ نخواهد رسید».
5ـ علامه‌ مسعود بن‌ عمر تفتازانی‌ (متوفی‌ 792 هـ.ق‌) می‌فرماید:
«إتفق أهل‌ الحق‌ علی‌ وجوب‌ تعظیم‌ الصحابة‌ و الكف‌ عن‌ الطعن‌ فیهم‌، سیما المهاجرین‌ و الأنصار، لما ورد فی‌ الكتاب‌ و السنة‌ من‌ الثناء علیهم‌ و التحذیر عن‌ الإخلال‌ بإجلالهم: «اللّه‌! اللّه‌! فی‌ أصحابی‌، لاتتخذوهم‌ غرضاً من‌ بعدی»‌؛ « لاتسبوا أصحابی‌»؛ « خیرالقرون‌، قرنی‌» و لو كانوا فسدوا بعده‌ لما قال‌ ذلك‌ بل‌ نبّه‌ و كثیرٌ مما حكی‌ عنهم‌ افتراءات‌ و ما صح‌ فله‌ محامل‌ و تأویلات‌»(6)؛ «اهل‌ حق‌ در خصوص گرامیداشت صحابه‌ و پرهیز از طعن‌ زدن‌ به آنان اتفاق‌ نظر دارند، خصوصاً در مورد مهاجران‌ و انصار كه‌ در قرآن‌ و سنت‌ مناقب‌ آنان‌ ذكر شده‌ و (در حدیث‌) به پرهیز از تعرض‌ به‌ مقام‌ شامخ آنان هشدار داده شده ‌است‌. [رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم می‌فرماید:] « از خدا بترسید دربارة‌ اصحاب‌ من‌ و آنان‌ را پس‌ از من‌ هدف‌ [نسبت‌های ناروا] قرار ندهید»؛ «اصحاب‌ مرا ناسزا مگویید»؛ «بهترین‌ و برترین‌ قرنها، قرن‌ من‌ است‌»؛ اگر چنانچه‌ اصحاب‌ پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم پس‌ از وفات‌ ایشان‌، دچار انحراف می‌شدند، حتماً آن‌‌حضرت‌ صلی‌الله علیه وسلم [با فراستی كه از آن برخوردار بودند و با ارتباط ویژه‌ای كه به منبع وحی و الهام داشتند] این موضوع را یادآور می‌شدند. و اما بسیاری‌ از مطالبی كه‌ دربارة‌ صحابة‌ پیامبر نقل‌ می‌شود در واقع‌ یا صحت‌ ندارند و اگر بالفرض‌ صحیح‌ باشند قابل‌ توجیه‌ و تأویل‌اند».
برداشت‌ها از عدالت صحابه
اگر ما مفهوم عدالت‌ صحابه را مورد بررسی‌ بی‌طرفانه‌ و منطقی قرار دهیم‌ به‌ همان نتیجه‌ای دست‌ خواهیم‌ یافت كه در بالا ذكر شده است‌.
با این وجود از عدالت‌ صحابه چند برداشت وجود دارد:
الف: اینكه اصحاب‌ و یاران پیامبر را همچون شخص پیامبر معصوم‌ بدانیم و معتقد باشیم كه آنان از هر گونه‌ خطا و لغزشی‌ مصون بوده‌اند. مسلماً چنین‌ برداشتی با آیات‌ قرآن‌ و سیرت‌ صحابه‌ در تضاد و كاملاً مبالغه‌آمیز است‌ و نمی‌توان‌ آن‌ را درست‌ پنداشت‌. ضمن اینكه از دیدگاه اهل‌سنت، تعمیم بحث عصمت به اشخاصی پس پیامبر خاتم، ناقض اصل خاتمیت است.
ب: اینكه صرفاً عدة انگشت‌شماری از اصحاب‌ را عادل‌ دانسته و معتقد باشیم كه بقیة اصحاب در زندگی‌ عملی‌ و مسائل‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ بر خلاف‌ مقتضای‌ احكام‌ اسلامی‌ عمل‌ كرده و از این‌ جهت‌ مرتكب‌ گناهانی‌ نابخشودنی‌ شده‌ باشند، تا آنجا كه‌ بتوان‌ آنان‌ را مرتد، منافق‌ و یا فاسق‌ خواند! این‌ نظر نه تنها با آیات نازل شده در خصوص فضایل‌ و ویژگیهای اصحاب‌ پیامبر اسلام و اظهار رضایت ‌خداوند از آنان، همچنین روایاتی كه در مناقب آنان از حضرت پیامبر نقل شده است‌، در تضاد است، بلكه به نوعی تشكیك در موفقیت پیامبر خاتم صلی‌الله علیه وسلم در اهداف بعثتش نیز هست.
برخی آگاهانه‌ و یا ناآگاهانه‌ پاره‌ای از آیات‌ قرآن‌ را كه‌ در مورد منافقان‌ نازل‌ شده‌ است با تحریف‌ شأن‌ نزول‌ و یا تأویل‌ مفهوم‌ و معانی‌ آیات‌، به‌ اصحاب‌ بزرگوار پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم نسبت‌ می‌دهند؛ یا اینكه خلفای‌ راشدین‌ را غاصب‌ خلافت‌ و دشمن‌ اهل‌بیت‌ می‌خوانند؛ ام‌المؤمنین‌ عایشه‌ صدیقه رضی‌الله‌عنها و برخی‌ از «عشرة‌ مبشره‌» از جمله‌ حضرت‌ طلحه‌ و زبیر رضی‌الله‌عنهما را صرفاً به خاطر رودررویی آنان با حضرت‌ علی‌ رضی‌الله‌عنه در واقعة «جمل‌»، عادل‌ نمی‌دانند و آماج سخنان ناروا قرار می‌دهند؛ در حالیكه‌ این‌ گروه‌ از اصحاب، از مهاجرین‌ اولین‌ و اهل‌ بدر و حدیبیه‌ هستند كه‌ در قرآن‌ بشارتهای ‌متعددی‌ در مورد آنان‌ آمده است و پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم در احادیث‌ متعددی‌ از فضایل‌ و مناقب‌ آنان‌ سخن گفته و به‌ آنان‌ بشارت‌ بهشت‌ داده‌ است‌.
این‌ دیدگاه و طرز تفكر آسیب‌های بسیاری را به همراه داشته كه امت اسلامی تا حال نتوانسته خود را از تبعات آن خلاص كند و به معنای واقعی به وحدت و انسجام برسد.
ج: اینكه عدالت اصحاب را قابل تفكیك بدانیم و به دو بخش عدالت روایی و عدالت اخلاقی تقسیم نماییم، در نتیجه عدالت آنان را در نقل آیات قرآن و روایت‌ احادیث‌ نبوی محرز و قطعی بدانیم، اما در زندگی عملی و سلوك اخلاقی‌شان با دیدة تردید بنگریم و خطا و لغزشهای انسانی‌شان را برجسته كنیم و آنان را مورد سوءظن‌ها و اتهام‌های ناروا قرار دهیم؛ غافل‌ از اینكه چنین دیدگاهی نیز نتیجه‌ای جز تردید در پذیرش عدالت آنان و تشكیك در صحت روایات‌شان نخواهد داشت.
د: دیدگاه چهارم این است كه معتقد باشیم اصحاب‌ از نظر ایمان‌ و عمل‌ بر سایر افراد امت برتری‌ فوق‌العاده‌ای‌ داشته‌اند، چه‌ آنان‌ نخستین‌ كسانی‌ بودند كه‌ دعوت‌ پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم را لبیك‌ گفتند و در سخت‌ترین‌ شرایط‌ با مال‌ و جان ‌خویش‌ به‌ یاری‌ دین‌ اسلام‌ پرداختند و سراسر عمرشان‌ را در جهت‌ نیل‌ به رضایت‌ خداوند و پیامبرش‌ و گسترش آیین جهان‌شمول اسلام صرف‌ نمودند، و امت اسلامی تا قیام قیامت وامدار مجاهدتها و جانفشانی‌های آنان است و همواره باید از آنان ممنون باشد و تقدیر كند و در دام بدبینی و سوءظن به آنان نیفتد.
چنانكه ذكر آن گذشت، این‌ بدان‌ معنا نیست‌ كه‌ آنان‌ را معصوم و مصون از خطا‌ و لغزش‌ بدانیم، بلكه‌ آنان‌ نیز همچون هر انسان غیرمعصومی‌ دچار خطا و لغزش شده‌اند اما شخصیت آنان چنان در مكتب نبوت پرورش یافته كه پس از هر خطا و لغزشی حتماً با توبه‌ و انابت‌، موجبات‌ خشنودی‌ خدای عزّوجلّ را فراهم‌ آورده‌اند. آیات‌ و روایات در این‌ باب‌ به‌ قدری‌ زیاد است‌ كه‌ نقل‌ آنها از حوصلة این نوشتار خارج است. بنابراین فسق و بی‌عدالتی به ساحت گرامی اصحاب‌ پیامبر راه ندارد و اگر منصفانه و به دور از تعصب‌های مذهبی و سیاسی روایات‌ اسلامی‌ و سیرت صحابه را مورد كنكاش‌ و بررسی‌ قرار دهیم‌، بجز یكی‌ دو اشكال قابل حل در این خصوص، به چیز دیگری بر نمی‌خوریم.
این دیدگاه، دیدگاه اكثریت غالب مسلمانان جهان و پیروان مذهب اهل‌سنت‌ و جماعت است. اهل‌سنت و جماعت این‌ رویه‌ را صحیح‌ترین و پذیرفته‌ترین ‌اعتقاد نسبت‌ به‌ صحابه‌ و یاران پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم، و خلاف‌ آن‌ را اجحاف‌ در حق‌ آن‌ بزرگواران‌، و سبب افتادن امت اسلامی در دام اختلافات لاینحل می‌دانند.
عدالت‌ صحابه‌، حقیقتی‌ انكارناپذیر:
عدالت‌ صحابه‌ را مبالغه‌آمیز ‌خواندن و برای مخدوش‌ و نادرست‌ جلوه‌ دادن این باور صحیح و منطقی به طرح شبهات‌ پرداختن، كوششی بیهوده و ابتر است. با این وجود، اگر این‌ گونه‌ ادعاها مورد تحقیق‌ و بررسی‌ قرار گیرند بی‌اساس‌ بودنشان‌ كاملاً به‌ اثبات‌ می‌رسد و هیچ‌ گونه‌ تردیدی‌ در اعتقاد به‌ عدالت ‌صحابه‌ باقی‌ نمی‌ماند.
1). از وظایف‌ مهم‌ بعثت‌ رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم آن‌ بود كه‌ همة‌ جهانیان‌ را به‌ دین‌ ابدی‌ اسلام‌ فراخواند، و در این‌ راستا وظیفه‌ داشت‌ تا در جهت‌ اصلاح‌ و تزكیه‌ اولین مخاطبانش سعی‌ وافر نماید. چنانكه‌ خداوند می‌فرماید: «هو الذی‌ بعث‌ فی‌ الأمیین‌ رسولاً منهم‌ یتلوا علیهم‌ آیاته‌ و یزكّیهم‌ و یعلّمهم‌ الكتب‌ و الحكمة و إن‌ كانوا من‌ قبل‌ لفی‌ ضلال مبین»[جمعه: 2]؛ اوست كسی كه در میان درس‌ناخواندگان رسولی از خود آنان برانگیخت كه آیاتش را بر آنان می‌خواند و آنان را پاك و تزكیه می‌كند و به آنان كتاب و حكمت می‌آموزاند. گرچه پیش از این در گمراهی آشكاری بودند.
حال‌ اگر ادعا شود كه پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم در مدت‌ 23 سال‌ بعثتش‌ از جمع كثیر یاران و مخاطبانش، فقط موفق‌ شد افراد انگشت‌شماری را تزكیه و تربیت كند و كتاب و حكمت بیاموزاند، نتیجة چنین ادعایی جز این نخواهد بود كه اهداف‌ بعثت‌ پیامبر خاتم ‌صلی‌الله علیه وسلم عقیم‌ مانده‌ و ایشان در دعوت‌ خویش‌ ناموفق‌ بوده‌اند!؟ مسلماً چنین‌ ادعایی‌ خلاف‌ واقع و ظلمی عظیم در حق دین اسلام و پیامبر خاتم صلی‌الله علیه وسلم است‌.
2). رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم در حالی‌ وفات‌ نمودند كه‌ دین‌ اسلام‌، فراتر از شبه‌ جزیرة‌ عربستان‌ گسترش‌ نیافته ‌بود و با وفات‌ آن‌حضرت ‌صلی‌الله علیه وسلم تعداد انبوهی‌ از قبایل‌ تازه‌ مسلمان‌ عرب‌، مرتد شدند و اوضاع‌ چنان‌ وخیم‌ شد كه‌ بیم‌ آن‌ می‌رفت‌ كه‌ بساط‌ اسلام‌ بكلی‌ برچیده‌ شود، اما در چنان‌ وضعیتی‌ خلیفة آن‌حضرت، حضرت‌ ابوبكر صدیق‌ رضی‌الله عنه، و دیگر اصحاب‌ ایشان اعم‌ از مهاجرین‌ و انصار شمشیر به‌ دست‌ گرفته و برای‌ پیشبرد اهداف‌ دین‌ اسلام و پاسداری از مقاصد بعثت‌ رسول‌ اكرم‌ صلی‌الله علیه وسلم با مرتدین‌ به ‌مبارزه‌ پرداختند. از آن‌ پس‌ نیز همواره‌ در فكر جهاد و گسترش‌ اسلام‌ بودند تا آنكه‌ جانشین‌ دوم ‌رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم، عمر فاروق‌ رضی‌الله عنه، دو امپراطوری‌ بزرگ‌ ایران‌ و روم‌ را شكست‌ داد و اصحاب‌ موفق‌ شدند تا دعوت‌ پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم را به‌ اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ برسانند. آیا منصفانه است كسانی‌ را كه‌ تمام‌ وجودشان‌ را در راه‌ اسلام‌ فدا نمودند، متهم‌ نماییم‌ كه‌ پس‌ از وفات‌ رسول ‌اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم به‌ فرامین‌ الهی‌ پشت‌ كردند و به‌ خاطر منافع‌ دنیوی‌ و اغراض‌ شخصی‌ دستورات‌ آن‌حضرت صلی‌الله علیه وسلم را به‌ هیچ‌ انگاشتند و به‌ ظلم‌ و ستم‌ و خیانت ‌روی‌ آوردند!؟
3). در مدینة‌ منوره‌ دسته‌ای‌ بودند كه‌ ظاهراً تسلیم‌ آیین اسلام‌ شده‌ بودند و در جرگة‌ مسلمانان‌ قرار گرفته ‌بودند، اما با فتنه‌انگیزی‌ و سرپیچی‌ از اوامر پیامبر اسلام و عدم‌ حضور در جهاد و سازشكاری‌ با دشمنان‌، منافق‌ خوانده‌ می‌شدند؛ خداوند عزوجل‌ در آیات‌ متعددی‌ از قرآن‌ كریم‌ نقاب‌ از چهرة‌ كریه‌ این ‌منافقان‌ برداشت و حقایق‌ اسرار و اهداف‌ شوم‌ آنان‌ را بر ملا ساخت؛ چنانكه‌ می‌فرمود:
«و یحلفون‌ بالله إنهم لمنكم‌ و ما هم‌ منكم‌ و لكنهم‌ قوم‌  یفرقون‌ لو یجدون ملجاً أو مغرات أو مدخلاً لولوا إلیه و هم یجمحون و منهم من یلمزك فی‌ الصدقات فإن أعطوا منها رضوا و إِن لم یعطوا منها إذا هم یسخطون»[توبه: 58ـ 56]؛ به‌ خدا سوگند می‌خورند كه‌ آنان‌ از شمایند، در حالی‌ كه‌ از شما نیستند و گروهی‌ هستند كه ‌می‌ترسند؛ اگر پناهگاهی‌ یا غارهایی‌ پیدا كنند شتابان‌ بدانجا می‌روند، در میان‌ آنان‌ افرادی‌ هستند كه‌ در تقسیم‌ زكات‌ از تو عیبجویی‌ می‌كنند و ایراد می‌گیرند، اگر به‌ آنان‌ چیزی‌ از غنایم‌ داده‌ شود خشنود می‌شوند و اگر چیزی‌ به‌ آنان‌ داده‌ نشود ناگاه‌ خشم‌ می‌گیرند».
«یعتذرون إلیكم إذا رجعتم إلیهم قل لاتعتذروا لن‌نؤمن لكم قد نبانا الله من أخباركم»[توبه: 94]؛ وقتی‌ به ‌سوی‌ آنان‌ برگردید، ایشان‌ شروع‌ به‌ عذرخواهی‌ می‌كنند. بگو عذرخواهی‌ نكنید ما هرگز گفته‌های‌ شما را باور نخواهیم‌ كرد. خداوند ما را از احوالتان آگاه‌ ساخته‌ است.
برخی‌ با سوء‌استفاده‌ از عدم‌ آگاهی‌ عموم‌ مردم‌ به‌ تحریف‌ شأن‌ نزول‌ و معانی‌ و مصداق‌ این‌ نوع ‌آیات‌ قرآنی‌ می‌پردازند و چنین‌ وانمود می‌كنند كه‌ این‌ آیات‌ دربارة‌ اصحاب‌ پیامبر نازل‌ شده‌اند. چنین ‌روشی‌ اگر به‌ غیر عمد انجام‌ می‌گیرد ناآگاهی‌ از تفسیر و مفهوم‌ قرآن‌ است‌ كه‌ هیچ‌ گونه‌ ارزش‌ علمی‌ و تحقیقی‌ ندارد؛ اما اگر كسی‌ مصداق‌ آیاتی‌ را كه‌ در مورد منافقان‌ نازل‌ شده‌اند، اصحاب‌ پیامبر می‌داند و از روی‌ عمد چنین‌ كاری‌ را انجام‌ می‌دهد بدون‌ تردید عینك‌ تعصب‌ و غرض‌‌ورزی‌ بر چشم‌ دارد و نمی‌خواهد در مقابل‌ حقیقت‌ تسلیم‌ شود كه‌ چنین‌ روشی‌ ستمی‌ آشكارا و اجحافی‌ عظیم‌ در حق ‌اصحاب‌ پیامبر اسلام‌ محسوب‌ می‌شود. برای‌ داوری‌ و بطلان‌ چنین قضاوت‌ یكطرفه‌ای‌ به‌ آیات‌ ذیل‌ توجه ‌نمایید؛ خداوند در سورة‌ توبه‌ در مورد ماهیت‌ مؤمنان‌ و سپس منافقان‌ می‌فرماید:
«و السابقون الأولون من المهاجرین و الأنصار و الذین اتبعوهم بإحسان رضی اللّه عنهم و رضوا عنه و أعد لهم جنات‌ تجرِی تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا ذلك الفوز العظیم و ممن حولكم من الأعراب منافقون و من أهل المدینة مردوا علی النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتین ثم یردون إلی عذاب عظیم و آخرون اعترفوا بذبوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً عسی اللّه‌ أن یتوب علیهم إن اللّه‌ غفور رحیم»[توبه: 102ـ100]؛ پیشگامان‌ نخستین‌ مهاجران‌ و انصار و كسانی‌ كه‌ به‌ نیكی‌ روش‌ آنان‌ را در پیش‌ گرفتند و راه‌ ایشان‌ را به‌ خوبی‌ پیمودند، خداوند از آنان‌ خشنود شد‌ و (آنان نیز)‌ از او خشنود شدند. و خداوند برای‌ آنان ‌بهشت‌ را مهیا ساخته‌ است‌ كه‌ در زیر (درختان‌ و كاخهای‌) آن‌ رودخانه‌ها جاری‌ است‌ و جاودانه‌ در آنجا می‌مانند این‌ است‌ پیروزی‌ بزرگ. در میان‌ عربهای‌ بادیه‌نشینی‌ كه پیرامون شما هستند و برخی از اهل مدینه‌ منافق‌اند كه بر نفاق خو گرفته‌اند. تو آنان را نمی‌شناسی.‌ ما آنان‌ را می‌شناسیم.‌ دو بار آنان را عذاب‌ خواهیم‌ داد، آنگاه به عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند. و دیگرانی (هستند) كه‌ ( نه‌ از پیشگامان‌ نخستین‌ و نه‌ از منافقین‌ به شمار می‌آیند) به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كردند و كارهای‌ خوب‌ را با كار بد در آمیخته‌اند، امید است‌ كه‌ خداوند توبه‌ آنان‌ را بپذیرد. بی‌گمان خداوند آمرزندة مهربان است‌.
براستی‌ پیشگامان‌ اسلام‌ در هجرت‌، انفاق‌، شركت‌ در جهاد، نصرت‌ و یاری‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم چه‌ كسانی‌ بوده‌اند؟ هر كس هر توجیه‌ و تأویلی‌ بكند نمی‌تواند بزرگان‌ صحابه‌ از جمله‌ حضرت‌ ابوبكر، حضرت‌ عمر، حضرت‌ عثمان‌، حضرت‌ علی‌، حضرت‌ طلحه‌، حضرت‌ زبیر، حضرت‌ ابوعبیده‌، حضرت‌ عبدالرحمن‌ بن‌ عوف‌، حضرت‌ سعد، حضرت‌ سعید، ازواج‌ مطهرات‌ و تعداد كثیری‌ از صحابه را كه‌ در غزوة‌ بدر، أحد، احزاب‌، صلح‌ حدیبیه‌ و غزوة‌ تبوك‌ شركت‌ جستند از لیست‌ مهاجرین‌ و انصاری‌ كه‌ پیشگامان‌ دین‌ اسلام ‌محسوب‌ می‌شوند خارج‌ كند‌.
اما منافقان‌ مدینه‌ به‌ سركردگی‌ عبداللّه‌ بن‌ أبی‌ كه‌ افرادی‌ سودجو، اخلال‌گر و دشمن‌ اسلام‌ بودند، كاملاً مشخص‌اند. این‌ افراد در هیچ‌ جنگی‌ پیامبر را همراهی نمی‌كردند و حاضر نبودند حتی عرقی در راه اسلام‌ بریزند. یكبار كه‌ عبداللّه‌ بن‌ أبی‌ با سیصد و اندی‌ نفر در غزوة‌ احد شركت‌ جست‌، از میانة راه‌ بازگشت‌. از این‌ رو حساب‌ اینان‌ از حساب‌ اصحاب‌ فداكار و ایثارگر پیامبر اسلام ‌صلی‌الله علیه وسلم كاملاً جدا است‌.
در ادامة‌ آیه‌، خداوند به‌ افرادی‌ اشاره‌ می‌فرماید كه‌ در سالهای پایانی بعثت پیامبر، اسلام‌ آوردند و از آن‌ پس‌ به‌ یاری‌ اسلام‌ روی‌ آوردند، گر چه‌ این‌ افراد پرونده‌های‌ سنگینی‌ داشتند اما رسول‌ اكرم‌ صلی‌الله علیه وسلم اسلام‌ آنان‌ را پذیرفت ‌و خداوند نیز آنان‌ را مورد عفو و بخشش‌ قرار داد.
4). بدون‌ تردید اصحاب‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم معصوم‌ نبودند و بنابر تقاضای‌ فطری‌ و بشری‌ گاهی‌ اوقات ‌دچار اشتباه‌ و یا ارتكاب‌ گناه‌ می‌شدند، اما این‌ مسئله‌ باعث‌ نمی‌شود كه‌ آنان‌ برای‌ همیشه‌ از رحمتهای‌ الهی‌ طرد شوند و هرگز بخشوده‌ نشوند. از دیدگاه‌ قرآن‌ و احادیث‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم آنان‌ مورد عفو و بخشش‌ خداوند قرار گرفته‌اند و اعمال‌ نیك‌ آنان‌ سبب‌ كفارة‌ گناهان‌ آنان‌ شده‌ و توبة‌شان‌ به‌ درگاه‌ الهی‌ پذیرفته‌ شده‌ است‌:
«لقد تاب اللّه علی النبی و المهاجِرین و الأنصار الذین اتبعوه فی ساعة العسرة من بعد ما كاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم إنه بهم رءوف رحیم و علی الثلاثة الذین خلفوا حتی إذا ضاقت علیهم الأرض بما رحبت و ضاقت علیهم أنفسهم و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إِلا إلیه ثم تاب علیهم لیتوبوا إن اللّه‌ هو التواب الرحیم»[توبه: 118ـ117]؛ خداوند توبة‌ پیامبر و مهاجرین‌ و انصار را پذیرفت،‌ آنانیكه‌ در روزگار سختی‌ از پیامبر پیروی‌ كردند بعد از آنكه‌ دلهای‌ دسته‌ای‌ از آنان‌ اندكی‌ مانده‌ بود كه‌ منحرف‌ شود باز هم‌ خداوند توبة‌ آنان‌ را پذیرفت ‌چرا كه‌ او بسیار رؤف‌ و مهربان‌ است‌. خداوند توبة‌ آن‌ سه‌ نفر را كه‌ واپس‌ نهاده‌ شدند نیز می‌پذیرد. تا بدانجا كه‌ زمین‌ با همة‌ فراخی‌ بر آنان‌ تنگ‌ شد و دلهایشان‌ بهم‌ آمد و دانستند كه‌ هیچ‌ پناهگاهی‌ از خدا جز به سوی‌ او وجود ندارد. آنگاه‌ خداوند بر آنان‌ رجوع‌ كرد بی‌گمان‌ خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان‌ است‌.
مولانا مفتی‌ محمدشفیع‌ عثمانی، مفتی اعظم اسبق پاكستان و مؤلف تفسیر گرانسنگ معارف‌القرآن، در تشریح‌ آیة‌ مزبور می‌فرماید: مفهوم‌ این‌ آیه‌، آن‌ است‌ كه‌ قرآن‌ تضمین‌ كرده‌ اگر احیاناً فردی‌ از صحابه‌، اعم‌ از سابقین‌ و متأخرین،‌ درطول‌ زندگی‌ مرتكب‌ گناهی‌ شود بر جرم‌ گناهش‌ پایدار نخواهد ماند بلكه‌ او توفیق‌ توبه‌ می‌یابد و به ‌طفیل‌ ارادت‌ و محبتش‌ به‌ حضرت پیامبر و خدمات‌ ارزنده‌ای‌ كه‌ در راستای‌ یاری‌ اسلام‌ انجام‌ داده‌ و به ‌بركت‌ حسناتش‌، خداوند او را معاف‌ خواهد نمود. و وفات‌ هیچ‌ یك‌ از آنان‌ فرا نخواهد رسید مگر اینكه ‌خداوند گناهانش‌ را آمرزیده‌ باشد. به‌ همین‌ دلیل‌ كسی‌ حق‌ ندارد آنان‌ را فاسق‌ یا ساقط‌‌العداله‌ بخواند. با آنكه‌ در هنگام‌ ارتكاب‌ گناه‌، احكام‌ و حدود اسلامی‌ بر آن‌ اجرا می‌شود و آن‌ عمل‌ در نوع‌ خود نیز «فسق‌» تلقی‌ می‌گردد، چنانكه‌ در آیة‌ شریفة‌ «إن جاءكم فاسق بنباء» آمده‌ است‌، اما از آنجایی كه‌ توبه‌ و آمرزش‌ آنان ‌از نص‌ قرآن‌ مفهوم‌ می‌گردد، فاسق‌ خواندن‌ آنان‌ در هیچ‌ صورتی‌ جایز نیست‌.(7)
برخی به اتفاقی كه در غزوة‌ أحد افتاد نیز برای‌ نقض‌ مسئلة عدالت‌ صحابه استناد می‌كنند، در حالی كه خداوند عزّوجلّ‌ می‌فرماید: «إن الذین تولوا منكم یوم التقی الجمعان إنما استزلهم الشیطان ببعض ما كسبوا و لقد عفا اللّه‌ عنهم إن اللّه‌ غفور حلیم»[آل‌عمران: 155]؛ آنان‌ كه‌ در روز رویارویی‌ دو گروه‌ (مسلمانان‌ و كافران‌ در جنگ‌ احد) فرار كردند، بی‌گمان‌ شیطان‌ به ‌سبب‌ برخی‌ از عملكردشان‌ آنان‌ را به‌ لغزش‌ انداخت‌ و همانا خداوند آنان‌ را بخشید چرا كه‌ خداوند آمرزنده‌ و بردبار است‌.
پر واضح‌ است‌ كه‌ خداوند در این‌ آیة‌ آمرزش‌ و مغفرت‌ خویش‌ را نسبت‌ به‌ عملكرد آن دسته از اصحاب‌ كه در غزوة أحد مرتكب لغزشی شدند، اعلام‌ می‌دارد، لذا تأویل‌ و تحریف‌ این‌ قضیه‌ و اثبات‌ جرم‌ برای‌ اصحاب‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم كاری كاملاً غیرعقلانی‌ و غیرمنطقی است‌.
عامة‌ اصحاب‌ رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم  كه‌ در لیست‌ مهاجرین‌ و انصار و شركت‌‌كنندگان‌ در غزوات‌ مختلف‌ داخل‌اند به‌ بشارت‌های‌ قرآن‌ و احادیث‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم برای‌ همیشه‌ مورد رضایت‌ و آمرزش‌ خداوند قرار گرفته‌اند. در آغاز عملیات فتح مكه، یكی از اصحاب پیامبر به نام حاطب‌ بن‌ أبی‌بلتعه‌، به خاطر پاره‌ای‌ از مصالح‌ شخصی‌، نامه‌ای‌ به‌‌ سران قریش در مكه‌ نوشت تا‌ آنان‌ را از تهاجم‌ پیامبر به‌ مكه‌ آگاه‌ سازد. وی نامه را به زنی داد تا به مكه برساند.‌ آن زن نامه را در لابه‌لای گیسوهایش پنهان كرد و به راه افتاد. پیامبر اسلام‌ صلی‌الله علیه وسلم از طریق‌ وحی‌ از این موضوع اطلاع یافت و بلافاصله حضرت‌ علی‌، زبیر بن عوام، مقداد و ابومرثد غنوی را برای‌ دستگیری‌ حامل‌ نامه‌ اعزام كرد و فرمود: «بروید تا به «روضة خاخ» برسید، در آنجا زنی را در حال سفر خواهید یافت كه حامل نامه‌ای به سوی قریش است». آنان به راه افتادند و پس از گرفتن نامه نزد پیامبر بازگشتند. آنگاه پیامبر اسلام به دنبال حاطب فرستادند و به او گفتند: این چیست ای حاطب؟ حاطب گفت: ای رسول خدا دربارة من شتاب روا مدارید! به خدا قسم من به خدا و رسول او ایمان دارم! نه مرتد شده‌ام و نه دین و آیین خود را تغیر داده‌ام! خانوادة من در مكه است و من در آنجا خویشاوندی ندارم كه از خانوادة من حمایت كند. من با این اقدام می‌خواستم اهل مكه خانواده و بستگانم را مورد حمایت قرار داده و آسیبی به آنان نرسانند. ضمن اینكه می‌دانستم آنان دچار گرفت الهی خواهند شد و نامة من چیزی را از آنان دفع نخواهد كرد.(8)
حضرت‌ عمر بن ‌خطاب‌ گفت‌: ای‌ رسول‌ خدا! اجازه‌ دهید گردنش‌ را بزنم، وی‌ به‌ خدا و پیامبرش‌ خیانت‌ كرده‌ و نفاق ‌ورزیده است! رسول‌ خدا صلی‌الله علیه وسلم فرمودند: «إنه قد شهد بدراً و مایدریك یا عمر؟ لعل اللّه قد اطلع علی أهل بدر فقال: «إعملوا ماشئتم فقد غفرت لكم»(9)؛ وی‌ در جنگ‌ بدر شركت‌ داشته‌ است‌، تو چه می‌دانی ای عمر! خداوند حتماً از فرجام بدریان مطلع  بوده كه فرموده است‌: «هر چه‌ می‌خواهید انجام‌ دهید، من‌ شما را آمرزیده‌ام‌». در این هنگام اشك از چشمان حضرت عمر رضی‌الله‌عنه جاری شد و گفت: خدا و رسولش بهتر می‌دانند.
در روایتی‌ دیگر آمده‌ است‌: «أن عبداً لحاطب جاء رسول اللّه صلی‌الله علیه وسلم یشكوا حاطباً فقال: یا رسول‌ اللّه‌ لیدخلن حاطب النار! فقال رسول اللّه‌ صلی‌الله علیه وسلم: «كذبت لایدخلها، فإنه قد شهد بدراً و الحدیبیة»(10)؛ غلام حاطب‌، از وی نزد پیامبر شكایت‌ كرد و گفت‌: ای‌ رسول‌ خدا، یقیناً حاطب‌ به‌ آتش‌ (جهنم‌) داخل‌ خواهد شد. رسول‌خدا صلی‌الله علیه وسلم فرمود: « دروغ‌ گفتی‌! او به‌ آتش‌ داخل‌ نخواهد شد، زیرا در جنگ‌ بدر و صلح‌ حدیبیه‌ حضور داشته‌ است‌».
داستان اعتراف ماعز بن مالك به زنا و جاری شدن حد شرعی بر ایشان و پذیرش توبه‌اش دلیل دیگری بر این مدعاست. حضرت ماعز مصرانه از پیامبر گرامی اسلام تقاضای اجرای حد می‌كرد و می‌گفت: «یا رسول الله طهرنی!»؛ ای رسول خدا مرا (با اجرای حد شرعی) پاكیزه بگردان!
پس از آنكه رسول اكرم صلی‌الله علیه وسلم چندین بار از او پرسید كه آیا براستی مرتكب زنا شده‌ای؟ و او می‌گفت: آری! رسول خدا صلی‌الله علیه وسلم دستور دادند تا حد شرعی بر او جاری شود. پس از این واقعه، مردم در مورد فرجام ماعز بن مالك سخنان متفاوتی اظهار كردند. برخی می‌گفتند او هلاك شد. برخی دیگر می‌گفتند او توبة صادقانه كرده است. تا آنكه پس از گذشت چند روز رسول اكرم صلی‌الله علیه وسلم فرمودند: «برای ماعز بن مالك طلب آمرزش نمایید». اصحاب با تعجب پرسیدند: آیا خداوند ماعز بن مالك را بخشیده است؟! رسول اكرم صلی‌الله علیه وسلم در پاسخ آنان فرمودند: «لقد تاب توبة لو قسمت بین أمة لوسعتهم»؛ او چنان توبه‌ای كرده است كه اگر در بین امتی تقسیم گردد (برای نجات) همة آنان كافی است.
از این قبیل واقعات موارد بسیاری را می‌توان در قرآن كریم، احادیث نبوی و سیرت صحابه یافت كه همة آنها به وجود داعیه و انگیزه‌ای بسیار قوی در وجود اصحاب پیامبر برای توبه و انابت به سوی خدا، پس از ارتكاب هر خطا و لغزش، دلالت دارد. و این گونه است كه آنان هم رضایت و غفران الهی را شامل حال خود كرده‌اند و هم سیرت و سلوكی نمونه و درخشان را برای آحاد امت اسلامی از خود به جای گذاشته‌اند.
برخی‌ ایراداتی‌ را دربارة‌ عدالت‌ ولید بن‌ عقبه‌ مطرح‌ می‌نمایند و ادعا می‌نمایند كه‌ آیة‌: «یاأیها الذین‌ آمنوا إِن جاءكم فاسق بنباء فتبینوا أن تصیبوا قوماً بِجهالة»[حجرات: 6]، در مورد وی‌ نازل‌ شده‌ است‌، پس اگر او عادل‌ است‌ چرا فاسق‌ خوانده‌ شده‌ است‌؟
در پاسخ‌ به‌ این‌ ایراد باید بگوییم‌:
اولاً: در مجموعة‌ آیات‌ قرآنی و احادیث‌ رسول‌ اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم فقط‌ در همین یك‌ مورد، تصریح‌ به‌ «فسق‌» وجود دارد، اما در مقابل‌ آیات‌ متعدد و احادیث‌ بی‌شماری‌ دربارة‌ فضایل‌ و مناقب‌ اصحاب‌ آمده است‌ و به‌ خاطر این  یك‌ مورد مشخص‌، نمی‌توان‌ عدالت‌ همة‌ اصحاب‌ را زیر سؤال‌ برد؟!
این یك‌ مورد از كسانی‌ است كه‌ بعد از فتح‌ مكه‌ ایمان‌ آوردند. وی تا آن‌ هنگام‌ تحت‌ تأثیر كامل‌ ایمان‌ و مصاحبت‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم قرار نگرفته‌ بود و قرآن‌ تحت عنوان فاسق‌ از وی یاد كرد. اما همین فرد، پس از وفات آن‌حضرت صلی‌الله علیه وسلم، در كنار دیگر صحابه، رشادتها و خدمات بزرگی را در راه‌ شكوفایی‌ و گسترش دین اسلام‌ انجام‌ داد، و ما باور داریم كه او مستحق عفو و بخشش‌ خدای عزّوجلّ‌ قرار گرفته است‌. امام‌ شمس‌الدین ذهبی‌ دربارة وی می‌فرماید: «و كان‌ مع‌ فسقه‌ ـ و اللّه‌ یسامحه‌ ـ شجاعاً قائماً بأمر الجهاد»(11)؛ او با آنكه‌ مرتكب‌ فسق‌ شده‌ بود ـ و خداوند از او درگذرد ـ شجاع‌ بود و به‌ امر جهاد پرداخت‌.
حافظ‌ احمد بن‌ حجر عسقلانی‌ می‌فرماید: «كانت ولایة الولید الكوفة سنة خمس و عشرین، و كان فی‌ سنة ثمان و عشرین غزا آذربایجان‌ و هو أمیرالقوم»(12)؛ ولایت‌ ولید بر كوفه‌ در سال‌ بیست‌ و پنجم‌ هجری‌ بود، و در سال‌ بیست‌ و هشتم‌ هجری‌ به جهاد در‌ سرزمین آذربایجان‌ مأموریت یافت و عهده‌دار امیری لشكر (مسلمانان‌) شد.
این‌ روایات‌ بیانگر آن‌ است‌ كه‌ ولید مورد اعتماد بزرگان صحابه‌ قرار گرفت‌. حضرت‌ عمر رضی‌الله عنه در زمان‌ خلافت‌ خویش‌ او را به جمع‌آوری‌ صدقات‌ «بنی‌تغلب‌» گماشت‌. در واقع این‌ صحابی‌ در شمار كسانی‌ قرار گرفت‌ كه‌ خداوند دربارة‌شان‌ می‌فرماید: «و آخرون اعترفوا بِذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً عسی اللّه‌ أن یتوب علیهم إن الله غفور رحیم»[توبه: 102]؛ و دیگرانی (هستند) كه‌ ( نه‌ از پیشگامان‌ نخستین‌ و نه‌ از منافقین‌ به شمار می‌آیند) به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كردند و كارهای‌ خوب‌ را با كار بد در آمیخته‌اند، امید است‌ كه‌ خداوند توبه‌ آنان‌ را بپذیرد. بی‌گمان خداوند آمرزندة مهربان است‌.
ثانیاً: خداوند تهمت‌‌زنندگان‌ را نیز فاسق‌ می‌خواند اما آنان‌ را از رحمتهای‌ خویش‌ طرد نمی‌نماید، چنانكه‌ می‌فرماید:
«و الذین یرمون المحصنات ثم لم یاتوا بأربعة شهدآء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لاتقبلوا لهم شهادة أبدا و أولئك هم الفاسقون إِلا الذین تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإن اللّه‌ غفور رحیم»[نور: 5 ـ4]؛ كسانی‌ كه‌ به‌ زنان‌ پاكدامن‌ نسبت‌ زنا می‌دهند، سپس‌ چهار گواه‌ نمی‌آورند، به‌ آنان‌ هشتاد تازیانه ‌بزنید و هرگز گواهی‌ دادن‌ آنان‌ را نپذیرید و چنین‌ كسانی‌ فاسق‌ هستند، مگر كسانی‌ كه‌ (از چنین كاری) توبه‌ كنند چرا كه‌ خداوند آمرزگار و مهربان‌ است‌.
ثالثاً: خداوند در سورة‌ حجرات‌ می‌فرماید: اگر فاسقی‌ برایتان‌ خبری‌ آورد «فتبیّنوا» آن‌ را تحقیق‌ و تبیین ‌نمایید، و نمی‌فرماید: «فلاتقبلوه‌»، یعنی آن‌ را هرگز قبول‌ نكنید. جمعی‌ از علمای‌ علم اصول‌ برای ‌«حجیت‌ خبر واحد» نیز به‌ این‌ آیه‌ استدلال‌ كرده‌اند چرا كه‌ آیه‌ می‌گوید كه تحقیق‌ و تبیین‌ در خبر «فاسق‌» لازم‌ است‌ و مفهوم‌ آن‌ این‌ است‌ كه‌ اگر شخصی‌ «عادل‌» خبری‌ دهد، بدون‌ تحقیق‌ می‌توان‌ آن را پذیرفت‌. با این وجود از «ولید بن‌ عقبه‌» هیچ‌ حدیثی‌ از رسول ‌اكرم ‌صلی‌الله علیه وسلم روایت ‌نشده است؛ فقط‌ دو روایت‌ از وی‌ در كتابهای حدیث وجود دارد كه‌ آن هم‌ در مورد خود وی است‌.
با توضیحاتی كه در مورد ولید بن‌ عقبه‌ بیان شد، عملكرد وی تأثیری‌ در أخذ احكام‌ و شرایع‌ اسلامی‌ از طریق‌ صحابة‌ پیامبر صلی‌الله علیه وسلم ندارد و همة‌شان‌ در مقام‌ عدالت‌ قرار دارند.
خلاصه آنكه آیات قرآن و احادیث نبوی بیانگر آنند كه خطاها و لغزشهای اصحاب مورد آمرزش قطعی خداوند عزّوجلّ قرار گرفته است، به گونه‌ای كه هیچ یك از آنان سزاوار عذاب الهی نمی‌گردد.
و این حقیقتی است كه قاطبة مسلمانان جهان در طی سده‌های پس از حیات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم تا حال حاضر به آن باور داشته و دارند، و همانا این باور رمز اتحاد و انسجام امت اسلامی در طول تاریخ اسلام بوده و خواهد بود.

نوشته شده در یکشنبه 26 تیر 1390 ساعت 02:51 ب.ظ توسط محمدشریف بلوچ نظرات |


آخرین مطالب
» ختم قرآن سال 1393
» نشریه دعوت نامه برای ضیافت الهی (pdf)
» جدول اوقات شرعی سحر و افطار ماه مبارک رمضان به افق شهرستان نیکشهر
» رمضان المبارک
» ختم بخاری در نیک شهر
» رسوال الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بر درب خانه شما
» عید فطر مبارک
» مقام صحابه در قرآن
» عکس زیبا
» عدل وعدالت سیدنا فاروق العظم رضی الله عنه
» مطالبی در مورد شیر خدا (اسدالله غالب)سیدنا حضرت علی ابن ابیطالب (رضی الله عنه )گذاشته ام امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.
» ادامه مطلب در مورد سیدنا علی (رضی الله عنه)
» زندگینامه سیدنا عمر فاروق(رضی الله عنه )
» اثرات ایمان به روز آخرت

Design By : RoozGozar.com